تبلیغات
مرجع گردشگری تارا - دریاچه مارمیشو ارومیه
مرجع گردشگری تارا
معرفی جاذبه های گردشگری شهرها و هتلهای آنها برای اقامت
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
طراحی وب تارادیس
درباره وبلاگ


با توجه به اهمیت صنعت گردشگری و هتلداری، این وبلاگ بر آن است که شما را بیشتر با این مقوله آشنا سازد و در صدد آن است که جدیدترین و آسانترین راههای رزرو هتل که در قرن حاضر به عنوان رزرو آنلاین هتل معروف است را به شما معرفی کند. شما میتوانید با ورود به سایت گردشگری تارا http://tourismpedia.ir/ که دارای نرم افزار رزرو آنلاین هتل است به راحتی با دیدن هتلهای شهر مورد نظر، اطلاعات مورد نیاز خود را به دست آورده و در با پرداخت اینترنتی اتاق مورد نظر خود را رزرو نموده با آرامش به سفر بروید.
شرکت تارادیس، نویسنده نرم افزار رزرواسیون آنلاین هتل، سفری خوش و با آرامش را برای هموطنان عزیزمان آرزو دارد.

مدیر وبلاگ : تارا توریسم
نویسندگان
آذربایجان غربی / ارومیه
مارمیشو


در حدود 45 کیلومتری غرب شهر ارومیه دریاچه ای طبیعی و بسیار دیدنی به نام مار میشو وجود دارد.
این محل که زیستگاه آبزیان از جمله ماهی قزل آلا و پرندگان مهاجر مختلف بوده , مکان بسیار مناسبی برای گذراندن اوقات فراغت البته در فصل گرما می باشد.













آسودگی سفرهای خود را از ما بخواهید
سفرهای ویژه تابستان
www.ihb.ir




نوع مطلب :
برچسب ها : دریاچه مارمیشو ارومیه، جاذبه های گردشگری آذربایجان غربی، دیدنیهای ارومیه، رزرو هتل در ارومیه، رزرو اینترنتی هتل درآذربایجان،
لینک های مرتبط : رزرواسیون هتل،
1393/05/30 07:01 ب.ظ
بابای خانه را غم ِ نان پیر کرده است
نانی که تکه تکه مرا سیر کرده است

از سفره ای که بی پدرم کرده ، روز ها
از چشم های خیره به در ، از هنوز ها ... _

_ فهمیده ام پرنده شدن در خیال هاست
هی فکر می کنی به غذایی که سال هاست ...

وقتی که اشتهای تو پر/ واز می کند
مادر نشسته است ، تو را ناز می کند

یعنی بخواب خوشگلکم وقت شام نیست
رویایمان ، کبوترمان روی بام نیست

امشب بخواب و گرم خودت باش و با خدا...
در بخت ما نوشته که _ یا پول ، یا خدا ! _

بغضم گرفته ،خواب ِ پریدن ، ندیدنی است
تصویر آه و حسرت و بابا کشیدنی است!

آهی که من به دار ِ خودم فکر می کنم
دارم به انفجار خودم ... فکر می کنم _

_ پروانه ام به آتش تان نه! نمی رسد
این دست ها به دامن تان نه! نمی رسد

کوتاه می شود همه جا نردبان من
همسایه های خانه ی بی سایبان من! _

_شاید زمانه دست مرا پینه بسته است
ناعادلانه قلب ِ خدا را شکسته است

امّا امید ِ من به همان روز ِ آخر است
روزی که کفّه های ترازو برابر است

روزی که ممکن است ، که بی آبرو شوید
با چشم های مادر من ، رو به رو شوید !

1393/05/8 03:52 ب.ظ
سلام ممنون از حضورت..موفق باشی..
1393/05/7 07:06 ق.ظ

گاه می گوید که ، کو ، آخر چه شد
آن نگاه مست و افسونکار تو
دیگر آن لبخند شادی بخش و گرم
نیست پیدا بر لب تبدار تو
1393/05/6 09:44 ب.ظ
عـــــزیزانی هستند که هیچ وقت تـــَــرکِت نمیکنن
امـــــّـــا . . .
خوب بلدن کاری کنن که خودت ،
یواش ، یواش ، پاورچین ، پاورچین ، ترکشون کنی!
1393/05/6 04:45 ب.ظ
راه هایی است
برای گفتن دوستت دارم
که هیچ ربطی به واژه ها ندارند
مثل حالا
که در پایان شعرم
من تو را می بوسم...

1393/05/6 03:02 ب.ظ
آمده‌ام پشتِ پنجره‌ی نیمه بازِ اتاقم.
آیینه‌ی دلم را روبروی صورتِ ماهت گرفته‌ام
تا ببینی هلالِ خمیده ی نازکت، گهواره یِ آرامشِ این روزهایم شده.
تا ببینی با همین هلالِ خمیده ی نازکت،
تمام زخم های دلم را، مرهم شده ای
مرهم شده ای زخم هایی را که هیچ قرصِ کاملِ ماهی،
التیام بخشش نبود،
باور کن ماه شده ای، ماهِ من... باور کن...

همپایِ بی همتایِ من!
این روزها،
وزشِ هیچ نسیمی از دنیای زمینی ام،
عکسِ رخِ ماهِ تــو را در دلم آشفته نمی کند
و من،
آرمیده ام در زیر سایه یِ ماهی که،
هوایِ عطر آگینِ بهشتی اش،
تار و پود وجودم را به آغوش کشیده است

مهربانترین با من!
این روزها،
انگار دلم را به مسلخِ عشق آورده ام
انگار واژه هایم را به قربانگاهِ تــو آورده ام
واژه هایم را... نگارندگانِ حافظه ی احساسم را،
در پای نگاهِ مهربان تــو، به سجده آورده ام
و مُهرِ نامِ تــو بر پیشانی ام،
دنیایِ کوچکِ تنهاییم را نورانی کرده است
این روزها،
سحرگاه،
به هوای رایحه ی دل انگیزت،
به عشقِ طلوعِ دوباره ام با تــو،
تسبیحِ اشکهایم را،
یک به یک از میانِ نخِ احساسم عبور می دهم
تـو بزرگتری از هر آنچه می پندارم... تــو بزرگتری... تــو بزرگتری...
و این روزها،
این قاصدکِ پیغام هایِ عاشقانه ی توست که
دست در دستِ نسیم،
راهِ خانه ی دلم را، به فرشتگانت نشان می دهد
و صدای بالهای فرشتگانِ درگاهت،
نوایِ موسیقیِ روحانیِ لحظه هایم شده...

1393/05/6 12:37 ب.ظ
بادرودوسپاس بیکران ازحضورگرمت برایتان بهترینهاراآرزومندم...دوست داشتم همه بودم همه میشدم همه...وبه خلوتگاه قلبتان می آمدم تارازبخشش خورشیدرافاش سازم تاجاری شوید هدیه کنید وببخشید........
1393/05/4 10:42 ب.ظ
از شما دعوت می شوداز تاوپلج در باداب سورت(مازندران)با دغدغه زیست محیطی بازدید فرمایید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ایران لینکر