تبلیغات
مرجع گردشگری تارا - جشنواره غذاهای شمالی
مرجع گردشگری تارا
معرفی جاذبه های گردشگری شهرها و هتلهای آنها برای اقامت
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
طراحی وب تارادیس طراحی وب تارادیس طراحی وب تارادیس طراحی وب تارادیس طراحی وب تارادیس طراحی وب تارادیس طراحی وب تارادیس
درباره وبلاگ


با توجه به اهمیت صنعت گردشگری و هتلداری، این وبلاگ بر آن است که شما را بیشتر با این مقوله آشنا سازد و در صدد آن است که جدیدترین و آسانترین راههای رزرو هتل که در قرن حاضر به عنوان رزرو آنلاین هتل معروف است را به شما معرفی کند. شما میتوانید با ورود به سایت گردشگری تارا http://tourismpedia.ir/ که دارای نرم افزار رزرو آنلاین هتل است به راحتی با دیدن هتلهای شهر مورد نظر، اطلاعات مورد نیاز خود را به دست آورده و در با پرداخت اینترنتی اتاق مورد نظر خود را رزرو نموده با آرامش به سفر بروید.
شرکت تارادیس، نویسنده نرم افزار رزرواسیون آنلاین هتل، سفری خوش و با آرامش را برای هموطنان عزیزمان آرزو دارد.

مدیر وبلاگ : تارا توریسم
نویسندگان


تصاویر در ادامه مطلب....













نوع مطلب :
برچسب ها : جشنواره غذاهای گیلکی، جشنواره غذا، انواع غذاهای شمالی،
لینک های مرتبط :
1394/01/11 11:50 ق.ظ
دانلود کتاب شگفتی‌های جهان طبیعی
http://booktolearn.com/?p=5967
1393/12/27 09:36 ق.ظ
سلام آبجی تارا گل و مهربونم
صبح بخیر آبجی گلم
ممنون از لطف ومحبتت آبجی گلم
خنده برلبانت همیشه جاری آبجی گلم
روز خوش
................................
زندگی معلم بزرگی است…:
زندگی می آموزد که شتاب نکن.
زندگی می آموزد چیزهایی که می خواهی به آنها برسی وقتی
دریافتشان می کنی می بینی آنقدر هم که فکر می کرده ای مهم نبوده
شاید هم اصلا مهم نبوده شاید موجب اندوهت نیز شده است.
زندگی می آموزد از دست دادن آنقدر هم که فکر می کنی سخت نیست.
زندگی می آموزد همه لحظات تبدیل به خاطراتی شیرین می شوند
بعدا که می گذری و تو در آن لحظه
بی تابی می کردی و این را نمی دانستی.
زندگی زیباست!
..........................
روز اول بی‌هوا قلب مرا دزدید و رفت

روز دوم آمد و اسم مرا پرسید و رفت



روز سوم آخ! خالی هم کنار لب گذاشت

دانه‌ی دیوانگی را در دلم پاشید و رفت



روز چارم دانه‌اش گل داد و او با زیرکی

آن غزل را از لبم نه از نگاهم چید و رفت



با لباس قهوه‌ای آن روز فالم را گرفت

خویش را در چشم‌های بی‌قرارم دید و رفت



فیل را هم این بلا از پا می‌اندازد خدا !

هی لب فنجان خود را پیش من بوسید و رفت



او که طرز خنده‌اش خانه خرابم کرده بود

با تبسم حال اهل خانه را پرسید و رفت



تا بچرخانم دلش را نذرها کردم ولی

جای دل، از بخت بد، دلبر خودش چرخید و رفت



زیر باران راه رفتن، گفت می‌چسبد چقدر!

با همین حالش به من حال دعا بخشید و رفت



استجابت شد چه بارانی گرفت آن‌شب ولی

بی‌ من او بارانیش را پا شد و پوشید و رفت



روز آخر بی‌دعا بی‌ابر هم باران گرفت

دید اشکم را نمی‌دانم چرا خندید و رفت
1393/12/26 10:43 ب.ظ
سلام،ممنون از اینکه به من سرزدید
وبلاگ جالبی دارین ...
1393/12/26 02:27 ب.ظ
سلام خواهری

ممنون از حضوتون شما لطف دارین
یا زهرا
1393/12/26 02:26 ب.ظ
[[اَلسَلامُ عَلَیْکَ یاْ بَقْیَةْ اَلٰلهْ]]
☑☑☑☑☑☑☑☑
✴ سالی که بهارش قدم ↜ فاطمه ↝ باشد
✴ صدها برکت از کرم ↜ فاطمه ↝ باشد

✴ امید که یک مژده ز صدها خبر خوش
✴ پیغام فرج در حرم ↜ فاطمه ↝ باشد

〰〰 بِه حَقِ مادَر〰〰
{{اَللهٌمَّ عَجِلْ لِوَلْیِّکْ اَلْفَرَجْ}}

1393/12/26 02:24 ب.ظ
بهار بهار صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود

بهار بهار چه اسم آشنایی
صدات میاد اما خودت کجایی


وا بکنیم پنجره ها رو یا نه
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه


بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد


بهار اومد با یه بغل جوونه
عیدو اورد از تو کوچه تو خونه


خیاط ما یه غربیل باغچه ما یه گلدون
خونه ما همیشه منتظر یه مهمون


بهار بهار یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی


یه آشنا که مثل قصه ها بود
خواب و خیال همه بچه ها بود


یادش بخیر بچگیا چه خوب بود
حیف که هنوز صبح نشده غروب بود


آخ که چه زود قلک عیدیهامون
وقتی شکست باهاش شکست دلامون


بهار اومد برفها رو نقطه چین کرد
خنده به دلمردگی زمین کرد


چقدر دلم فصل بهار و دوست داشت
وا شدن پنجره ها رو دوست داشت


بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
من و با حسی دیگه آشنا کرد


یه حرف که از حرفهای من کتاب شد
حیف که همش یوال بی جواب شد


دروغ نگم هنوز دلم جوون بود
که صبح تا شب دنبال آب و نون بود


بهار بهار صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود


بهار بهار چه اسم آشنایی
صدات میاد اما خودت کجایی


وا بکنیم پنجره ها رو یا نه
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه


یادش بخیر بچگیا چه خوب بود
حیف که هنوز صبح نشده غروب بود


چقدر دلم فصل بهار و دوست داشت
وا شدن پنجره ها رو دوست داشت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ایران لینکر